قرآن کریمبه زبان فارسی

نفی نظری که باعث باشد بر شهوت خواه در حضور مردم و خواه در خلوت

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَقُولُ لِعَیْنِی احْبِسِی اللَّحَظاتِوَ لا تَنْظُرِی یا عَیْنُ بِالسَّرِقاتِ
فَکَمْ نَظْرَةٍ قادَتْ إِلَی الْقَلْبِ شَهْوَةًفَأَصْبَحَ مِنْهَا الْقَلْبُ فِی حَسَراتِ

لَحْظ: نگرستن بگوشهٔ چشم. و سَرِقَة «به کسر راء»: دزدی. و قَوْد: کشیدن. و شَهْوَة: آرزو. و حَسْرَة: اندوه بر چیزی که فوت شده باشد.

می‌فرماید: می‌گوئیم مر چشم خود را که باز دار نگرستنها به گوشهٔ چشم را؛ و مبین، ای چشم، بدزدیها. پس بسیار یک نگرستن کشد بدِل آرزوئی را، پس گردد ازان آرزو دل در حسرتها. «شارح»

ای چشم که دیده‌ای بسی فیروزیباید که نظر ز حسن خوبان دوزی
ترسم که زند آتش شهوت شعلهآنگاه تو در دوزخ حسرت سوزی