خَلِیلَیَّ «به فتح لام» به صیغهٔ تثنیه برای تکثیر، مثل «ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ»۱، أی کرّاتٍ کثیرةٍ، یا مراد دوست حقیقی و دوست مجازی، و مثل این در اشعار عرب بسیار است. و خُضُوع: فروتنی کردن «از ثالث». و إکْثار: بسیار گفتن. و نَعْل: کفش، قال اللّه تعالیٰ «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ»۲. و زَلَل و زَلَّة: لغزیدن قدم «از ثانی»؛ و تأنیث زَلَّت به سبب آنکه نعل مؤنث سماعی است. و اِبْتِلاء: آزمودن. و اِضْمِحْلال: واشدن میغ و نیست شدن. و در بعضی نسخ بجای یُبْتَلیٰ «قَدْ بَکیٰ».
میفرماید: ای دو دوست من، نه بحقّ خدا، نیست هیچ حادثه که همیشه باشد بر زندهای، و اگر چه آن حادثه بزرگ باشد. پس اگر فرو آید حادثهای روزی، پس فروتنی مکن برای آن و بسیار مگو گله، چون کفش بلغزد. پس بسیار کریمی آزموده شد به حوادث روزگار، پس به صبر نبرد کرد با آن حوادث، تا گذشت و نیست گشت.
«شارح»