لَیْس مَنْ ماتَ فَاسْتَراحَ بِمَیْتٍإِنَّمَا ٱلْمَیْتُ مَیِّتُ ٱلَأَحْیاءِ
مَوْت و مَمات: مردن. و اِسْتِراحة: بر آسودن. و دو مَیْت اول به تخفیف و ثالث به تشدید.
میفرماید: نیست کسی که مُرد، پس برآسود از محنت دنیا، مُرده، نیست مرده مگر کسی که اسیر محنت دنیاست و به منزلهٔ مرده است در میان زندگان. «شارح»
آن حال که خلق مردنش میخوانندآسایش نفس است اگر میدانند
موتی که ازان اهل دلان درماننددردیست که رو نمود و بیدرمانند
و دور نیست که مراد از «مَیِّتُ الأحیاء» جاهل باشد؛ چه حضرت امیر میفرماید:
و فی الجهلِ قبلَ الموتِ موتٌ لأهلِه
و در حرف راء خواهد آمد. و امام راغب در محاضرات گوید: قال بعضُهم: فلانٌ أملسُ لیس فیه مستقرُّ خیرٍ و لا شرٍّ، فقیل: ذاک میّتُ الأحیاءِ». لیکن ٱسْتَراحَ به معنی اول الصق است. و گویند امام حسن، رضی اللّه عنه، این بیت بسیار خواندی.