قرآن کریمبه زبان فارسی

حصر موت در مشقّت دنیا که محلّ عناست و منزل بلا

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لَیْس مَنْ ماتَ فَاسْتَراحَ بِمَیْتٍإِنَّمَا ٱلْمَیْتُ مَیِّتُ ٱلَأَحْیاءِ

مَوْت و مَمات: مردن. و اِسْتِراحة: بر آسودن. و دو مَیْت اول به تخفیف و ثالث به تشدید.

می‌فرماید: نیست کسی که مُرد، پس برآسود از محنت دنیا، مُرده، نیست مرده مگر کسی که اسیر محنت دنیاست و به منزلهٔ مرده است در میان زندگان. «شارح»

آن حال که خلق مردنش می‌خوانندآسایش نفس است اگر می‌دانند
موتی که ازان اهل دلان درماننددردیست که رو نمود و بی‌درمانند

و دور نیست که مراد از «مَیِّتُ الأحیاء» جاهل باشد؛ چه حضرت امیر می‌فرماید:

و فی الجهلِ قبلَ الموتِ موتٌ لأهلِه

و در حرف راء خواهد آمد. و امام راغب در محاضرات گوید: قال بعضُهم: فلانٌ أملسُ لیس فیه مستقرُّ خیرٍ و لا شرٍّ، فقیل: ذاک میّتُ الأحیاءِ». لیکن ٱسْتَراحَ به معنی اول الصق است. و گویند امام حسن، رضی اللّه عنه، این بیت بسیار خواندی.