کُدَّ کَدَّ الْعَبْدِ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تُصْبحَ حُرّا
وَاقْطَعِ الْآمالَ مِنْ مالِبَنِی آدَمَ طُرّا
لا تَقُلْ مَکْسَبٌ یُزْرِیفَقَصْد النّاسِ أَزْریٰ
أَنْتَ مَا اسْتَغْنَیْتَ عَنْ غَیْرِکَأَعْلَی النّاسِ قَدْرا
کَدّ: رنجه شدن «از اول». و أَمَل: امید. و قَصْد: آهنگ کردن. أَزْری: افعل تفضیل از إِزْراء، و این قیاسی است از باب افعال نزد سیبوَیْه.
میفرماید: رنجه شو رنجه شدن بنده، اگر دوست میداری که گردی آزاد. و بُبر امیدها را از مال پسران آدمْ همه. مگو این کسب است که خوار میدارد، چه آهنگ مردم کردن خوار دارنده ترست. تو، مادام که بینیاز باشی از غیر خود، بلندتر مردمی به قدر. «شارح»
گر نفس تو در مقام طاعت شده حُرّاز خلق امید خود بیکبار ببر
گاهی که طمع ترک توانی کردناز صیت تو گوش آسمان گردد پر