قرآن کریمبه زبان فارسی

ستایش عساکر نصرت مآثر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَلَمْ تَرَ قَوْمِی إذ دَعاهَمْ أَخُوهُمُأَجابوا وَإِنْ أَغْضَبْ عَلَی‌الْقَوْمِ یَغْضَبُوا
هُمُ حَفِظُوا غَیْبِی کَما کُنْتُ حافِظاًلِقَوْمِیَ أَجْزِی مِثْلَها إِنْ تَغَیَّبُوا
بَنْو الْحَرْبِ لَمْ تَقْعُدْ بِهِمْ أُمَّهاتُهُمْوَ آباؤُهُمْ آباءُ صِدْقٍ فَأَنُجَبُوا

حِفْظُ الغَیْبِ للشّخص: أن لا تفعلَ فی غَیْبتِه ما یکرهُه. و جَزاء: پاداش دادن «از ثانی». و قُعُود: نشستن «از اول». و إنْجاب: پسر نیک زادن. و أَخُوهُم عبارت از متکلم. و ضمیر مِثُلَها عاید به «حِفْظ» که تذکیر و تأنیث او یکسان است. و لَمْ تَعْقُدْ دعا. و بِهِمْ أی بموتِهم.

می‌فرماید: آیا نمی‌بینی قوم مرا که چون خواند ایشان را برادر ایشان که منم، جواب گویند، و اگر خشم گیرم بر قوم، خشم گیرند ایشان بر قوم؟ ایشان نگاه داشتند غایب شدن مرا، چنانچه بودم من نگاه دارنده مرقوم خود را، پاداش می‌دهم مثل آن، اگر غایب شوند. ایشان صاحبان حربند، منشیناد به مرگ ایشان مادران ایشان! و پدران ایشان پدران راستی‌اند و زادند پسران نیک. «شارح»

جمعی که لباس مهر من می‌پوشندپیوسته بحفظ غیب من می‌کوشند
از مشرب من چو بهره‌ای یافته‌اندهر روز می از جام صفا می‌نوشند