کَیْفِیَّةُ الْمَرْءِ لَیْسَ الْمَرْءُ یُدْرِکُهافَکَیْفَ کَیْفِیَّةُ الْجَبّارِ فِی الْقِدَمِ
هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ الْأَشْیاءَ مُبْتَدِعاًفَکَیْفَ یُدْرِکُهُ مُسْتَحْدَثُ النَّسَمِ
اِسْتِحْداث: نو آوردن. و نَسَمَة: «به فتح»: آدمی. و تخصیص قِدَم از صفات حقّ تعالیٰ بذکر برای آن است که انسان مظهر عکوس اشعّهٔ اکثر صفات است و هر صفت که پرتو آن بر انسان افتاده ادراک آن میتواند کرد و هر صفت که او مظهر آن نیست، مثل وجوب و قِدَم، از ادراک آن عاجز است.
میفرماید: چگونگی مرد نیست مرد که دریابد آن را، پس چگونه باشد چگونگی حضرت جبار در قدیم بودن؟ اوست آنکه آفرید چیزها را نو پدید آرنده، پس چگونه دریابند او را آدمی نو آورده؟ «شارح»
هرگز نرسد بکنه معبود کسیچون فهم کند سرّ هُما را مگسی
از روی مثل خداست دریای محیطوان را نکند احاطه هر خار و خسی