هٰذا لَکُمْ مِنَ الْغْلامِ الْهاشُمِیمِنْ ضَرْبِ صِدْقٍ فِی ذُرَی الْکَمائِمِ
ضَرْبٌ یَقُودُ شَعَرَ الْجَماجِمِبِصارِمٍ أَبْیَضَ أَیَّ صارِمِ
أَحْمِی بِهِ کَتائِبَ الْقَماقِمِعِنْدَ مَجالِ الْخَیْلِ بِالْأَقادِمِ
الکُمَّة «بالضم»: القَلَنْسُوةُ المدوّرة. و قماقم: «به ضمّ» بسیار خیر و «به فتح» جمع قمقام. و قَدَمَ «بالفتح» یَقْدُمُ قُدْماً: أی تقدَّم.
میفرماید: این شمشیر برای شماست از کودک هاشمی، از زدن براستی در زبرهای کلاههای گِرد. زدنی که میکَشد موی کاسههای سر را به شمشیر برندهٔ سفید، چه برندهای! نگاه میدارم به آن لشکرهای پیغمبر بسیار خیر را نزد جولان اسبان با سواران پیش آینده. «شارح»
تیغم که برای مو شکافی باشداز جنس کدورت همه صافی باشد
گر خصم یکی باشد و گر چند هزاردر کشتن این طایفه کافی باشد