أَنا عَلِیُّ وَلَدَتْنِی هاشِمُلَیْثُ حُرُوبٍ للرِّجالِ قاصِمُ
مُعْصَوْصِبٌ فِی نَقْعِها مَقادِمُمَنْ یَلْقَنِی یَلْقاهُ مَوْتٌ هاجِمُ
مراد از هاشِم اولاد او، و مثل این بسیار است، و مرتضیٰ به حسب پدر و مادر هر دو هاشمی بود؛ چه پدرش ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم است و مادرش فاطمه بنت اسد بن هاشم. و قَصَمْتُ الشّیءَ قَصْماً: إذا کسرتَه حتّیٰ یَبِینَ. واعْصَوْصَبَ القومُ: اجتمعوا. و نَقْع: گَرد. و مَقادِم «به فتح»: جمع مِقْدامُ مثل مَفاتِح و مِفْتاح.
میفرماید: من علیام بزاده است مرا قبیلهٔ هاشم، شیر حربها، مر مردان را شکننده، جمع شونده در گَردِ آن مردمِ پیش آینده. هر که میرسد به من ، میرسد به او مرگی ناگاه آینده. «شارح»
در باب نسب نیست کسی صدیک منباشد همه روز شیر گردون سگ من
در علم و عمل چو رای من باشد راستبر خاک نهافتد بخطا ناوک من