أُثْبُتْ لَحاکَ اللّهُ إِنْ لَمْ تُسْلِمِلِوَقْعِ سَیْفٍ عَجْرَ فِیٍّ خِضْرِمِ
تَحْمِلُهُ مِنِّی بَنانُ الْمِعْصَمِأَحْمِی بِهِ کَتائِبِی وَ أَحْتَمِی
إِنِّی وَرَبِّ الْحَجَرِ الْمُکَرَّمِقَدْ جُدْتُ لِلّهِ بِلَحْمِی وَدَمِی
وَقْع: بخایسک زدن. و عَجارِفُ الدَّهرِ و عَجارِیفُهُ: حوادثُه. والخِضْرِم:کثیرُ الماءِ. و بَنان سر انگشت. و اِحْتِماء: پرهیز کردن. و مراد از حَجَر مُکَرَّم: حَجَر اسود. و در بعضی نسخ بجای خِضْرِم «مِخْذَم» «به میم مکسوره و خاء و ذال معجمتین» به معنی شمشیر قاطع و نام یکی از سیوف نبی است.
میفرماید: بایست، نفرین کناد ترا خدا، اگر مسلمان نمیشوی، برای زدن شمشیری حادثه انگیز بسیار آب که برمیدارد ان را سر انگشت سر دست از من. نگاه میدارم به آن لشکرهای خود را و میپرهیزم. به درستی که من به حقّ پروردگار سنگِ گرامی داشته به حقیقت سخا کردم برای خدا بگوشت خود و خون خود. «شارح»
ای خصم که شد تیره و تاریک دلتدارد همه روز رنج باریک دلت
هرچند که شد نور هدایت تابانهرگز بخدا نگشت نزدیک دلت