یَصْطَنعُ الْمَعْرُوفَ بِابْتِداعِ
«به» بعد از جِئْتَ مقدّر. و باء برای تعدیه. والکَفّ یذکَّر و یؤنَّث. و صاع: چهار مَدّ، و مُدّ: رَطْلی و ثُلث رَطْلی نزد اهل حجاز، و دو رَطْل نزد اهل عراق، و رَطْل: صد و سی درم، پس صاع نزد اهل حجاز، ششصد و نود و سه درم و ثلث درمیباشد؛ و قال النّوویُّ فی الروضة: «منهم من یقول الرّطل مائة و ثمانیة و عشرون درهماً،و منهم من یقول مائة و ثمانیة و عشرون درهماً و أربعة أسباع درهم، و هو الأرجحُ و به الفتویٰ، فعلیٰ هذا الصّاع ستّمائة درهم و خمسة و ثمانون درهماً و خمسة أسباع درهم». و ذِراع: اَرَش. و جِیاع: جمع «جائع». و اِصْطِناع: چیزی را برگزیدن و با کسی نیکوئی کردن. و مَعْرُوف: نیکوئی. و اِبْتِداع: چیزی نو آوردن.
حکایت
قاضی ناصرالدین در تفسیر سورهٔ هَلْ أتیٰ از ابن عباس روایت کند که روزی حضرت مصطفیٰ ﷺ، به عیادت حسن و حسین، رضی اللّه عنهما، رفت و فرمود: «یا أباالحسن، کاج نذری میکردی برای شفای ایشان!»علی و فاطمه و کنیزکی فضّه نام سه روز روزه نذر کردند. و چون مریضان شفا یافتند، در خانه قوت نبود. علی از شمعون خیبری سه صاع جو قرض کرد و فاطمه صاعی را آرد ساخت و پنج قرص نان بپخت. در وقت افطار مسکینی سؤال کرد و به او دادند و افطار به آب نمودند و شب دوم یتیمی سؤال کرد و شب سوم اسیری و بهمان منوال عمل کردند و جبرئیل سورهٔ هَلْ أتیٰ آورد و گفت: «خُذْها، یا محمد، هناک اللّهُ فی أهلِ بیتک!» و چه زیباست لفظ «فضّه» در این سوره. و رجزی که مرتضیٰ در شب اول فرموده در حرف نون خواهد آمد و رجزی که در شب ثانی فرموده در حرف میم خواهد آمد و رجزی که در شب ثالث فرموده این است که رقم زدهٔ خامهٔ بیان گشت.