قرآن کریمبه زبان فارسی

ارتجاز مبنی بر صبر و سکینه در وقت بنای مسجد مدینه

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لا یَسْتَوِی مَنْ یَعْمُرُ الْمَساجِداوَ مَنْ یَبِیتُ راکعاً وَ ساجِدا
یَدْأَبُ فِیها قائِماً وَ قاعِداوَ مَنْ یَکُرُّ هٰکَذا مُعانِدا

وَ مَنْ یُریٰ عَنِ الْغُبارِ حائِدا

اِسْتِواء: یکسان شدن. و مَسْجِد: مزگت. و سُجُود: سر بر زمین نهادن. و مُعانَدَة: با کسی ستیزه کردن. و غُبار: گَرْد. و حَیْد و حَیْدودَة: میل کردن.

می‌فرماید: یکسان نیست آن کس که آبادان می‌کند مسجدها را و آن کس که شب می‌گذارد رکوع کننده و سجده کننده، رنج می‌کشد در مسجدها ایستاده و نشسته، و آن کس که باز می‌گردد اینچنین ستیزه کننده و آن کس که دیده می‌شود از گرد میل کننده. «شارح»

هر چند که هست زاهدان را تمکینوز علم نمایند بمردم ره دین
از اهل وصول تا به ایشان فرق استفرقی که میان آسمانست و زمین

حکایت

چون پیغمبر ﷺ، از مکه هجرت به مدینه فرمود، مهار شتر خود را رها کرد و به هیچ خانه از خانه‌های انصار نگذشت، مگر که مهار شتر می‌گرفتند و التماس نزول آن حضرت می‌کردند و می‌فرمود: «رها کنید، او را گفته‌اند که کجا نزول کند.» ناگاه به فضائی رسید که ملک سهل و سهیل، یتیمان عمر بن عباد بود. شتر به زانو درآمد و حضرت رسالت نزول فرمود و ابوایّوب انصاری بار از ناقه برداشت و به خانهٔ خود برد و پیغمبر هم به خانهٔ او رفت و آن فضا از معاذ بن عفراء یا سعد بن زُراره که قیّم یتیمان بود بخرید و بنیاد بنای مسجد و خانه کرد و با صحابهٔ خشت می‌کشید و می‌فرمود:

هذا الحمال لا حمال خیبرهذا أبرّ ربّناً و أطهر

و حافظ اسمٰعیل گوید: «کان أهلُ خیبر یحلمون أمتعةَ النّاسِ بأجرةٍ و ینقلونها علیٰ أحمرتِهم، فمعنی الحدیثِ الحملِ هذا الذی تحملون و هو نقل اللِّبنِ للّهِ طالبینَ به الأجرَ منه، لا الذی یحمُه أهلُ خیبر فیأخذون به عرضاً یسیراً ممن الأجرة.» و حضرت مرتضیٰ ﷷ این قطعه دران وقت فرموده. و مصراع رابع و خامس تعریض است به بعضی یاران که کسالت تمام می‌نموده‌اند و در مقام اهتمام نبوده‌اند.