قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب به ربیع بن ابی‌الحُقَیْق خیبری و اظهار کمال شجاعت و دلاوری

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
أَنا عَلیٌّ وَابْنُ عَبْدِالْمُطَّلِبْأَحْمِی ذِمارِی وَ أَذُبُّ عَنْ حَسَبْ

وَ الْمَوْتُ خَیْرٌ لِلْفَتیٰ مِنَ الْهَرَبْ

ذِمار: نام پدران. و الذَّبّ: المنع و الدّفع «از اول».

می‌فرماید: من علی و پسر عبدالمطّلبم، نگاه می‌دارم نام پدران خود و دفع می‌کنم از حسبْ سخن اراذل. و مردن بهتر است برای جوانمرد از گریختن. «شارح»

تا دید تن نزار من تاب زدهاز مردم من کسی نبردست فره مردن ز گریختن بصد مرتبه به
نگریخته‌ام بعمر خویش از که و مه

حکایت

ربیع بن ابی الحُقَیْق «به ضمّ حاء و فتح قاف» ملک حِصْن قَموص بوده و صفیّه دختر حُیَیّ بن اَخطَب زن کِنانه، پسر او، بود و شبی در خواب دید که آفتاب از آسمان فرو آمد و بر سینهٔ او افتاد. این صورت با شوهر اظهار کرد. او گفت: «بحقّ خدا که تو آرزو داری که زن این ملک شوی که بر ما نزول کرده است.» و طپانچه بر روی او زد و پیرامون چشمش سیاه شد. و بعد از فتح پیغمبر ﷺ، او را نکاح کرد.