أَنا عَلِیٌّ وَابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْمُهَذَّبٌ ذُو سَطْوَةٍ وَ ذُو حَسَبْ
قِرْنٌ إِذا لاقَیْتُ قِرْناً لَمْ أَهَبْمَنْ یَلْقَنِی یَلْقَ الْمَنایا وَالْکُرَبْ
میفرماید: من علی و پسر عبدالمطّلبم، پاکیزه کردهٔ صاحب حمله و صاحب حسب. همسری در جنگ که چون برسم به همسری، نترسم هر که میبیند مرا، میبیند مرگها و غمها را.
امروز منم بزور بازو مشهورشد فضل و کمال من بهر جا مذکور
من مثل زمرّد و عدو چون افعیاز دیدن من دیدهٔ او گردد کور