أَتَصْبِرُ لِلْبَلْویٰ عَزاءً وَ حِسْبَةًفَتُؤجَرَ أَمْ تَسْلُو سُلُوَّ الْبَهائِمِ
خُلِقْنا رِجالاً لِلتَّجَلُّدِ وَالْأَسیٰوَتِلْکَ الْغَوانِی لِلْبُکا وَالْمَآتِمِ
الحِسْبَة: «بالکسر»: توقّعُ الأجر. و إِیجار: پاداش دادن. و سُلُوّ بیغم شدن. و تَجَلُّد: جلدی کردن. والمَأْتَم: عندَ العربِ النّساءُ الّتی یجتمعنَ فیالخیرِ والشرِّ، والجمع: المَآتِم و عندَ العامّةِ المصیبةُ.
میفرماید: آیا صبر میکنی برای بلا به شکیبائی و چشم داشتن مزد، پس مزد داده شوی، یا بیغم میشوی بیغم شدن چهارپایان؟ آفریده شدهایم ما مردان برای جلدی کردن و اندوه، و آن زنان بینیاز از آرایش برای گریهاند و مصیبتها. «شارح»
گاهی که ترا مصیبتی آید پیش وز نیش فراق دل شوی خسته و ریش
باید که بران صبر کنی چون مرداننی همچو زنان نعره زنی ای درویش