هَدّ: شکستن.
میفرماید: ای اباطالب، نگاه دارندهٔ زنهار خواهنده و باران سالهای تنگی و روشنائی تاریکیها، هراینه به حقیقت شکست نایافتنِ تو خداوندانِ نگاه داشت را. و به حقیقت بودی مر مصطفیٰ را بهتر برادر پدری.
«شارح»
نکته
اگر گوئی: اسلام ابوطالب ظاهر نشده و حمزه در سال ششم از نبوت و عباس در سال دوم از هجرت که دوازدهم از نبوت است مسلمان شدند، پس چگونه اطلاق «خیر عمّ» بر ابوطالب توان کرد؟ گوئیم: اسلام عباس مادهٔ نقض نیست؛ چه وفات ابوطالب دو سال پیش ازان بوده. و اما جواب از اسلام حمزه آنکه اعمام پیغمبر، ﷺ، دوازدهاند: ابوطالب و زبیر و عباس و ضرار و حمزه و مقوّم و ابولهب و غیذاق و حارث و قُثَم و عبدالکعبه و حجل. و اول عمّ پدری و مادری بوده و مادر او فاطمه دختر عمر و بن عائد مخزومی بود و باقی عمّ پدری بودند، پس ابوطالب در عمّیّت خیر اعمام باشد. و دلیل بر حصر عمّ پدری و مادری در ابوطالب قطعهٔ بائیّه که او نظم کرده و در صدر فاتحهٔ سابعه گذشت.