مَساکِنُ أَهْلِ الْفَقَرِ حَتّیٰ قُبُورِهِمْعَلَیْها تُرابُ الذُّلِّ بَیْنَ الْمَقابِرِ
ذَلّ: خوار بودن. و مَقْبَرَة: گورستان.
میفرماید: آرامگاههای اهل فقر تا گورهای ایشان، بران است خاک خواری در میان گورستانها. «شارح»
جمعی که بفقر و فاقه آمیختهاندصد گرد بلا بهر خود انگیختهاند
گوری که باین قوم تعلق داردگویا که بران خاک فنا بیختهاند