تَمَنّیٰ رِجالٌ أَنْ أَمُوتَ وَ إِنْ أَمُتْفَتِلْکَ سَبِیلٌ لَسْتُ فِیها بِأَوْحَدِ
وَ لَیْسَ الَّذِی یَبْغِی خِلافِی یَضُرُّنِیوَلا مَوْتُ مَنْ ماتَ قَبْلِی بِمُخْلِدِی
وَ إِنِّی وَ مَنْ قَدْ ماتَ قَبْلِی لَکَالَّذِییَزُورُ خَلِیلاً أَوْ یَرُوحُ وَ یَغْتَدِی
السَّبِیل یذکَّر و یؤنَّث. و أَوْحَد: یگانه. و ضَرَر و مَضَرَّة: گزند کردن «از اول». و إِخْلاد: جاودانه کردن.
میفرماید: آرزو کردند مردی چند که بمیرم من، و اگر بمیرم، پس آن راهی است که نیستم من دران راه یگانه. و نیست آن کس که میجوید مخالفت من که گزند رساند مرا، و نیست مرگ آن کس که به حقیقت مُرد پیش از من جاودان کنندهٔ من. و به درستی که من و آن کس که به حقیقت مُرد پیش از من هراینه چون آن کس است که زیارت میکند دوستی را، یا شبانگاه میکند و بامداد میکند. «شارح»
خواهند گروه دشمنان مردن منوز چنگ عقاب مرگ آزردن من
نی هستی این طایفه خواهد ماندننی نیز میسرست جان بردن من