قرآن کریمبه زبان فارسی

تعییر جمعی که آرزوی مرگ آن حضرت داشته‌اند و هستی موهوم خود را ابدی پنداشته‌اند

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
تَمَنّیٰ رِجالٌ أَنْ أَمُوتَ وَ إِنْ أَمُتْفَتِلْکَ سَبِیلٌ لَسْتُ فِیها بِأَوْحَدِ
وَ لَیْسَ الَّذِی یَبْغِی خِلافِی یَضُرُّنِیوَلا مَوْتُ مَنْ ماتَ قَبْلِی بِمُخْلِدِی
وَ إِنِّی وَ مَنْ قَدْ ماتَ قَبْلِی لَکَالَّذِییَزُورُ خَلِیلاً أَوْ یَرُوحُ وَ یَغْتَدِی

السَّبِیل یذکَّر و یؤنَّث. و أَوْحَد: یگانه. و ضَرَر و مَضَرَّة: گزند کردن «از اول». و إِخْلاد: جاودانه کردن.

می‌فرماید: آرزو کردند مردی چند که بمیرم من، و اگر بمیرم، پس آن راهی است که نیستم من دران راه یگانه. و نیست آن کس که می‌جوید مخالفت من که گزند رساند مرا، و نیست مرگ آن کس که به حقیقت مُرد پیش از من جاودان کنندهٔ من. و به درستی که من و آن کس که به حقیقت مُرد پیش از من هراینه چون آن کس است که زیارت می‌کند دوستی را، یا شبانگاه می‌کند و بامداد می‌کند. «شارح»

خواهند گروه دشمنان مردن منوز چنگ عقاب مرگ آزردن من
نی هستی این طایفه خواهد ماندننی نیز میسرست جان بردن من