قرآن کریمبه زبان فارسی

تمنّی معاودت شباب سعادت قباب

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
بَکِیتُ عَلیٰ شَبابٍ قَدْ تَوَلْیٰفَیا لَیْتَ الشَّبابَ لَنا یَعُودُ
فَلَوْ کانَ الشَّبابُ یُباعُ بَیْعاًلَأَعْطَیْتُ الْمُبایِعَ ما یُرِیدُ
وَلٰکِنَّ الشَّبابَ إِذا تَوَلّیٰعَلیٰ شُرَفٍ فَمَطْلَبُهُ بَعِیدُ

مُبایَعَة: با کسی بیع کردن. و شُرْفَة «به ضمّ»: کنگره. و مَطْلَب: مصدر میمی.

می‌فرماید: گریستم بر جوانی که به حقیقت برگشت، پس ای کاج که جوانی برای ما بازمی‌گشت! پس اگر بودی جوانی که فروخته شدی فروختنی، هراینه دادمی فروشنده را آنچه خواستی. ولیکن جوانی چون برگشت بر کنگره‌ها، پس جُستن آن دورست. «شارح»

افسوس که رفت عمر و ایام شبابای کاج که زندگی نمی‌کرد شتاب
هر پیر که ایام جوانی طلبدطفلان همه دانند که آن نیست صواب