قرآن کریمبه زبان فارسی

اظهار اندیشهٔ مرگ کردن و لوازم حیات ترک کردن

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
جَنْبِی تَجافیٰ عَنِ الْوِسادِخَوْفاً مِنّ الْمَوْتِ وَالْمَعادِ
مَنْ خافَ عَنْ سَکْرَةِ الْمَنایالَمْ یَدْرِ ما لَذَّةُ الرُّقادِ
قَدْ بَلَغَ الزَّرْعُ مُنْتَهاهُلا بُدَّ لِلزَّرْعِ مَنْ حَصادِ

جَنْب: پهبلو. و تَجافِی: بیکسو شدن. و وِسادَة: بالش. و سَکْرَة: سختی. و زَرْع: کِشته. و اِنْتهاء: به پایان رسیدن. و حَصاد: درو کردن.

می‌فرماید: پهلوی من به یکسو شد از بالش برای ترس از مرگ و جای بازگشتن. هر که ترسد از سختی مرگها، نداند که چیست لذت خواب دراز. به حقیقت رسیده است کِشته به پایان خود، هیچ چاره نیست مر کِشته را از درو کردن. «شارح»

اندیشهٔ مرگ خوابم از دیده ربودهر فکر که می‌کنم نمی‌دارد سود
از روی مَثَل کِشتهٔ دهریم همهشکّ نیست که کِشته را درو خواهد بود