قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب به جابر بن عبداللّه انصاری و ارشاد به کرم و شکر باری

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
ما أَحْسَنَ الدُّنْیا وَ إِقْبالَها إِذا أَطاعَ اللّهَ مَنْ نالَها
مَنْ لَمْ یُواسِ النّاسَ مِنْ فَضْلِهِعَرَّضَ لِلْإِدْبارِ إِقْبالَها
فَحْذَرْ زَوالَ الْفَضْلِ یا جابِرُوَأَعْطِ مِنْ دُنْیاکَ مَنْ سالَها
فَإِنَّ ذَا الْعَرْشِ جَزِیلْ الْعَطایُضْعِفُ بِالْحَبَّةِ أَمْثالَها

آسَیْتُهُ به مالی مَؤاساةً: أی جعلتُه أُسْوَتی فیه، والأَسْوَة: القُدْرة، و واسَیْتُهُ: لغةٌ ضعیفةٌ فیه. و تَعْرِیض: به مرض آوردن. و جابِر: أبوعبداللّه پسر عبداللّه بن عمرو بن حزام انصاری از بنی سلمه، و پدر او از اکابر صحابه بود و در اُحُد کشته شد و عمر جابر نود و چهار سال بود و در سنهٔ ثمان و سبعین در مدینه وفات یافت. و سالَ: در اصل «سأَلَ». والإِضْعاف: إن یُزادَ علیٰ أصلِ الشّیءِ فیُجعَلَ مِثْلَیْنِ أو أکثر. و حَبّ: دانه. و بیت رابع اشارت به آیت «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ»۱

می‌فرماید: چه نیکوست دنیا و اقبال او، چون فرمان برد خدا را آن کس که یافت دنیا را! هر که مواسا نکند با مردم از افزونی مال خود، آورد به معرض ادبار اقبال دنیا را. پس به پرهیز از زوال فضل، ای جابر، و بده از دنیای خود هر که خواهد آن را؛ چه به درستی که خداوند عرش بزرگ عطا است، افزون می‌کند به یک دانه مِثْلهای آن را. «شارح»

مالی که نه در وجه مَناهی باشدشکّ نیست که نعمتی الهی باشد
از مال یکی شود سزاوار بهشتوز مال یکی لایق شاهی باشد
وَکَمْ رَأَیْنا مِنْ ذَوِی ثَرْوَةٍلَمْ یُقْبِلُوا بِالشُّکُرِ إِقْبالَها
تاهُوا عَلَی الدُّنْیا بِأَمْوالِهِمْوَ قَیَّدُوا بِالْبُخْلِ أَقْفالَها
لَوْ شَکَرُوا النِّعْمَةَ جازاهُمُمَقالَةُ الشُّکْرِ الَّذِی قالَها
لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْلٰکِنَّما کُفْرُهُمُ غالَها

ثَرْوَه: توانگری. و تاهَ: أی تکبَّر. و أَقْفال: جمع قُفْل «بضمّ». و غَوْل: هلاک کردن. و مَقالةَ فاعل جازا. و ضمیر مستتر در قالَ راجع به «ذالعرش» فاعل قالَ. و «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ»۲، عطف بیان مَقالَه.

می‌فرماید: بسیار دیدیم از خداوندان توانگری که رو نیاوردند بشُکر خدا، چون رو آوردن توانگری، تکبر کردند بر دنیا به مالهای ایشان و بند کردند به بخل قفلهای آن را. اگر شکر گفتندی نعمت را، پاداش دادی ایشان را گفتار شکر که گفته است خداوند عرش آن را: «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ» لیکن ناسپاسی ایشان هلاک کرد نعمت را. «شارح»

جمعی که بعقل پاس حشمت دارندآئین سپاس و شکر نعمت دارند
وانها که کمال علم و حکمت دارندهر پایه که دارند بخدمت دارند
  1. - البقره: ۲۶۱. ↑
  2. - إبراهیم: ۷. ↑