قرآن کریمبه زبان فارسی

خطاب به حضرت مصطفیٰ و اظهار اخلاص و صفا

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
یا أَکْرَمَ الْخَلْقِ عَلَی اللّٰهِوَالْمُصْطَفیٰ بِالشَّرَفِ الْباهِی
مُحَمَّدُ الْمُخْتارُ مَهْما أَتیٰمِنْ مُحْدَثٍ مُسْتَفْظَعٍ ناهِی
فَانْدُبْ لَهْ حَیْدَرَ لا غَیْرَهُفَلَیْسَ بِالْغُمْرِ وَلَا اللّاهِی
تَریٰ عِمادَ الْکُفْرِ مِنْ سَیْفِهِمُنَکَّساً باطِلُهُ واهِی
هَلِ الْعِدیٰ إِلّا ذِئابٌ عَوَتْمَعْ کُلِّ ناسٍ نَفْسُهُ ساهِی
سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ عَلیٰ عَقْبِهِبِحَیْدَرٍ وَالنَّصْرُ لِلّٰهِ

إِحْداث: نو آوردن. و اسْتَفْظَعْتُهُ: أی وجدتُه فَظِیعاً. و غُمْر «به ضمّ»: گول. و تَنْکِیس: سرنگون کردن. و وَهَی الحائطُ: إذا ضَعُفَ و هَمَّ بِالسَّقوط. و ذِئْب: گرگ. و سَهْو: غافل شدن. والعَقْب «بالتَّسکین»: لغةٌ فی العقب

می‌فرماید: ای گرامی‌تر خلایق بر خدا و برگزیده به بزرگی زیبا، محمد برگزیده هرگاه که آید خبری نو آوردهٔ سخت شمردهٔ باززننده، پس بخوان برای آن حیدر را، نه غیر او؛ چه نیست گول و نه بازی کننده. بینی تو ستون کفر را از شمشیر او سرنگون کرده که باطل آن سست باشد. نیستند دشمنان مگر گرگها که بانگ کنند با هر آدمی که نفس او غافل است. زود گریزانیده شوند آن گروه بر پاشنهٔ خود به حیدر، و یاری دادن مر خدای راست.

«شارح»

حیدر که همیشه بود غازی ای دلجانبازی او نیست ببازی ای دل
آنجا که حدیث اهل معنی گذردزنهار بغیر او ننازی ای دل