الفَرْض: التّقدیر، قال اللّه تعالیٰ: «فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ»۱ و مراد اینجا چیزی که تارک آن آثم باشد و او به مذهب امام شافعی مرادف واجب است و خنفیّه گویند علم بلزوم عبادت اگر از دلیل قطعی حاصل شود، فرض، و اگر از دلیل ظّنی، واجب؛ و این بیت مساعد مذهب شافعی است. و تَوْبَة: بازگشتن بخدا. و تَرْک: گذاشتن «از اول». و أَنْ یَتُوبُوا مبتدا و فَرْض خبر.
میفرماید: فرض است بر مردم که بازگردند به خدا، لیکن ترک گناهان واجبترست. «شارح»
صَرْفُ الدَّهْرِ: حَدَثانُه و نَوائُبُه. و غَفْلَة: غافل شدن.
میفرماید: روزگار در حادثهٔ خود عجب است، و غافل شدن مردم در روزگار، یا در حادثهٔ او، عجبترست.
«شارح»
صُعُوبَة: دشوار شدن؛ و صَعْب: دشوار. و فَوْت: در گذشتن. والثَّواب: جزاءُ الطّاعة.
میفرماید: صبر در حوادث روزگار دشوار است، لیکن فوت ثواب به سبب بیصبری دشوارتر است. «شارح»
ارْتِجاء: امید داشتن.
میفرماید: هر چه امید داشته شود، نزدیک است، و مرگ از همهٔ آن نزدیکتر است. «شارح»
نکته
صدیق را، رضی اللّه عنه، بیتی است مناسب این:
- - البقرة: ۲۳۷. ↑