قرآن کریمبه زبان فارسی

ارشاد ارباب صلاح به اسباب فلاح

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
فَرْضٌ عَلَی النّاسِ أَنْ یَتُوبُوالٰکِنَّ تَرْکَ الذُّنُوبِ أَوْجَبْ

الفَرْض: التّقدیر، قال اللّه تعالیٰ: «فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ»۱ و مراد اینجا چیزی که تارک آن آثم باشد و او به مذهب امام شافعی مرادف واجب است و خنفیّه گویند علم بلزوم عبادت اگر از دلیل قطعی حاصل شود، فرض، و اگر از دلیل ظّنی، واجب؛ و این بیت مساعد مذهب شافعی است. و تَوْبَة: بازگشتن بخدا. و تَرْک: گذاشتن «از اول». و أَنْ یَتُوبُوا مبتدا و فَرْض خبر.

می‌فرماید: فرض است بر مردم که بازگردند به خدا، لیکن ترک گناهان واجب‌ترست. «شارح»

گاهی که دلت ز معصیت گشت سیاهدر حال بتوبه عذر آن قصه بخواه
ور بخت مدد کند بتوفیق الهآن به که تو آلوده نگردی بگناه
وَالدَّهْرُ فِی صَرْفِهِ عَجِیبٌوَ غَفْلَةُ النّاسِ فِیهِ أَعْجَبْ

صَرْفُ الدَّهْرِ: حَدَثانُه و نَوائُبُه. و غَفْلَة: غافل شدن.

می‌فرماید: روزگار در حادثهٔ خود عجب است، و غافل شدن مردم در روزگار، یا در حادثهٔ او، عجب‌ترست.

«شارح»

ای دل عجب است نزد ارباب کمالگردیدن روزگار از حال بحال
لیکن عجبی ازان عجب‌تر دیدمغفلت که بهیچ گونه‌اش نیست زوال
وَالصَّبْرُ فِی النّائِباتِ صَعْبٌلٰکِنَّ فَوْتَ الثَّوابِ أَصْعَبْ

صُعُوبَة: دشوار شدن؛ و صَعْب: دشوار. و فَوْت: در گذشتن. والثَّواب: جزاءُ الطّاعة.

می‌فرماید: صبر در حوادث روزگار دشوار است، لیکن فوت ثواب به سبب بی‌صبری دشوارتر است. «شارح»

ای دل چو ترا واقعه‌ای پیش آیدیا تیر بر جگر ریش آید
گر صبر کنی ثواب آن روز جزااز هرچه کسی گمان برد بیش آید
وَ کُلُّ ما یُرْتَجیٰ قَرِیبٌوَالْمَوْتُ مِنْ کُلِّ ذاکَ أَقْرَبْ

ارْتِجاء: امید داشتن.

می‌فرماید: هر چه امید داشته شود، نزدیک است، و مرگ از همهٔ آن نزدیکتر است. «شارح»

مردن ز شب سیاه تاریکترستوز هر چه کنی خیال باریکترست
هرچند امید ما بما نزدیک استدانم بیقین که مرگ نزدیکترست

نکته

صدیق را، رضی اللّه عنه، بیتی است مناسب این:

کلُّ امریٍٔ مصبّحٌ فی أهْلِهوالمَؤْتُ أدنیٰ مِنْ شِراکَ نَعْلِه
  1. - البقرة: ۲۳۷. ↑