قرآن کریمبه زبان فارسی

جواب رجز یاسر و زجر او به توفیق قادر

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
تَبّاً وَ تَسْعاً لَکَ یَا ابْنَ الْکافِرِأَنا عَلِیٌّ هازِمُ الْعَساکِرِ
أَنَا الَّذِی أَضْرِبُکُمْ وَ ناصِرِیإِلٰهُ حَقٍّ وَلَهُ مَهاجِرِی
أَضْرِبُکُمْ بِالسَّیْفِ فِی الْمَصاغِرِأَجُودُ بِالطَّعْنِ وَضَرْبٍ ظاهِرِ
مَعَ ابْنِ عَمِّی وَالسِّراجِ الزّاهِرِحَتّیٰ تَدِینُوا لِلْعَلِیِّ الْقادِرِ

ضَرْبَ غُلامٍ صارِمٍ مُماهِرِ

هَزِیمَة و هَزْم: گریزانیدن و شکستن. و عَسْکَر: لشکر. و لام به معنی إلیٰ، مثل «إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ». و هِجْرَة: جدائی از خانه. و سِراج: چراغ. و زُهُور: روشن شدن چراغ «از ثالث». والمُماهَرَﺓ: الحذاقةُ فی الشّیءِ.

می‌فرماید: لازم گرداناد خدا خسران و هلاک مر ترا، ای پسر کافر، من علی‌ام، شکنندهٔ لشکرها. من آن کسم که می‌زنم شما را و یاری کنندهٔ من خدای بحق است و به اوست جاهای هجرت من. می‌زنم شما را به شمشیر در جاهای خواری، احسان کنم به نیزه زدن و زدن تیغ آشکارا. با پسر برادر پدر خود و چراغ روشن، تا فرمان برید مر بزرگ توانا را؛ زدن غلامی برندهٔ صاحب مهارت. «شارح»

امروز میان ما غزا خواهد بودوز قهر خدا ترا سزا خواهد بود
فردا که خبر بخانه‌ات خواهد رفتمو کندن و فریاد و عزا خواهد بود