إِنْ کُنْتَ تَطْلُبُ رُتْبَةَ الأَشْرافِفَعَلَیْکَ بِالإِحْسانِ وَالإِنْصافِ
وَ إِذَا اعْتَدیٰ أَحَدٌ عَلَیْکَ فَخَلِّهِوَالدَّهْرَ فَهْوَ لَهُ مُکافٍ کافِ
أَشْراف: جمع شریف، مثل أیتام و یتیم. و الإنصاف: العدالة. و مُکافاة: جزا دادن. و الدَّهْر مفعولٌ معه.
میفرماید: اگر هستی تو که میجوئی مرتبهٔ بزرگان را، پس فراگیر احسان و عدالت را. و چون بیداد کند یکی بر تو، پس رها کن او را با روزگار؛ چه روزگار مرو را جزا دهندهای است کافی. «شارح»
ای برده فرو بمردمی ریشهٔ خویشزنهار مکن غیر کرم پیشهٔ خویش
از صورت انتقام باید شستندر چشمهٔ مهر لوح اندیشهٔ خویش