مَنْ عَدا ثُمَّ اعْتَدیٰ ثُمَّ اقْتَرَفْثُمَّ ارْعَویٰ ثُمَّ انْتَهیٰ اعْتَرَفْ
أَبْشِرْ بِقَوْلِ اللّهِ فِی آیاتِهِإِنْ یَنْتَهُوا یَغْفِرْ لَهْمْ ما قَدْ سَلَفْ
عَدْو و عُدْوان: بیداد کردن و از حدّ درگذشتن؛ و اِعْتِداء: مبالغه دران. و قد مرَّ أنّ الاقْتِراف الاکتسابُ إساءةً أو غیرها، لکنَّه فی الإساءة أکثر استعمالاً و لهذا یقال: «الاعترافُ یُزیلُ الاقترافَ». و اِرْعِواء و اِنْتِهاء: باز ایستادن. و اِعْتِراف: اقرار کردن. و إبْشار: مژده دادن. و سَلَف و سُلُوف: گذشتن «از اول».
میفرماید: هر که بیداد کرد، پس مبالغه کرد درآن، پس بدی کرد، پس باز ایستاد، پس باز ایستاد، پس اقرار کرد که بد کرده، مژده ده او را به گفتار خدا در آیتهای او: اگر باز ایستد، آمرزیده شود مریشان را آنچه به حقیقت گذشت. «شارح»
هرچند که جرم بینهایت دارموز جانب نفس خود شکایت دارم
گاهی که کشد سخن بآمرزش حقّدر باب امید صد حکایت دارم