قرآن کریمبه زبان فارسی

بیان بی‌وفائی و سستی زنان گمراه که نه از خلق واقفند و نه از خدا آگاه

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لَئِنْ حَلَفَتْ لا یَنْقُضُ النَّأْیُ عَهْدَهافَلَیْسَ لِمَخْضُوبِ الْبَنانِ یَمِینُ
وَإِنْ هِیَ أَعْطَتْکَ اللِّیانَ فَإِنَّهالِغَیْرِکَ مِنْ خُلّانِها سَتَلِینُ
تَمَتَّعْ بِها ما ساعَفَتْکَ وَلا تَکُنْعَلَیْکَ شَجیً فِی الصَّدْرِ حِینَ تَبِینُ

یَمِین: سوگند. و لِیان و مُلایَنَة: نرمی کردن. و خُلّان: جمع خَلِیل. و مُساعَفَة: یاری کردن و نزدیک شدن. و شَجَیٰ «به فتح» غمناک شدن.

می‌فرماید: هراینه اگر سوگند خورد زن که نشکند دوری پیمان او را، پس نیست مر رنگ کرده سر انگشت را هیچ سوگندی. و اگر او بخشد ترا نرمی کردن، پس به درستی که او مر غیر ترا از دوستان خود زود نرم شود. برخوردار شو به او، مادام که یاری کند ترا. و باید که نباشد بر تو اندوهی در سینه، آن وقت که جدا شود.

«شارح»

عهدی که زنان کنند بی‌بنیادستوز دست زنان بهر طرف فریادست
مردی که ز قید نیک و بد آزادستداند که حدیث این جماعت بادست