قالُوا حَبِیبُکَ دانَ مِنْکَ مُقْتَرِبٌوَ أَنْتَ ذُو وَلَهٍ فِی الْحُبِّ حَیْرانُ
قُلْتُ قَدْ یُحْمَلُ الْماءُ الطَّهُورُ عَلیٰظَهْرِ الْبَعِیرِ وَیَسْرِی وَهْوَ ظَمْآنُ
الوَلَه: الحَیْرﺓ. والطَّهُورُ: ما یُتطهَّر به. و بَعِیر: شتر.
میفرماید: گفتند: دوست تو نزدیک است از تو، نزدیک شونده است، و تو خداوند حیرتی در دوستی سرگشته. گفتم: به حقیقت بار کرده شود آب پاک کننده بر پشت شتر و روَد، و او تشنه باشد. «شارح»
آن مه که چو روز روشنی یافت شبشدر عین وصال مینمایم طلبش
مانند شتر که آب دارد درباروز غایت تشنگی رسد جان بلبش