أَصْبَحْتُ بَیْنَ الْهُمُومِ وَالْهِمَمِهُمُومِ عَجْزٍ وَ هِمَّةِ الْکَرَمِ
طُوبیٰ لِمَنْ نالَ قَدْرِ هِمَّتِهِأَوْ نالَ عِزَّ الْقُنُوعِ بِالْقِسَمِ
القُنُوع «بالضمّ»: الرِّضا.
میفرماید: بامداد کردم در میان غمها و همتها، غمهای عجز و همت بزرگواری. خوشی عیش مران کس را که یافت اندازهٔ همت خود، یا یافت عزت خشنودی به قسمتها. «شارح»
گر پایهٔ ما بقدر همّت بودییا کار جهان بعلم و حکمت بودی
ما را همه روز جاه و حشمت بودیگردون بر ما ز اهل خدمت بودی