أَفْلَحَ مَنْ کانَ لَهْ مَزَخَّهْیَزُخُّها ثُمَّ یَنامُ الْفَخَّهْ
إِفْلاح: رَستن. والمَزَخَّة «بالفتح»: المرأة؛ و زَخّ: سپوختن «از اول»، و زَخَّهُ: أی دفَعهُ فی وَهْدةٍ؛ و مراد معنی اول و بر سبیل لطیفه ناظر بثانی. و فَخَّة: خواب کردن به آواز.
میفرماید: رست کسی که هست مرو را زنی که جمع شود با او، پس خواب کند، خواب کردن به آواز. «شارح»
خوش حال کسی که آورد زن بنکاخباشند انیس هم بآئین صلاح
در مزرع او دانهٔ خویش افشاندپس خواب کند بکام دل تا بصباح