مَنْ لَمْ یَکُنْ جَدُّهُ مُساعِدَهُفَحَتْفُهُ أَنْ یَجِدَّ فِی الحَرَکَهْ
فَقُلْ لِمَنْ حالُهُ مُوَلِّیَةٌلا تَعْرِضَنْ بِالحَراکِ لِلْهَلَکَهْ
حَرَکَة: جنبیدن والحَراک «بالفتح»: الحرکة. والهَلَکَة: الهلاک.
میفرماید: هر که نباشد بخت او یاری کنندهٔ او، پس مرگ او آنست که کوشش کند در جنبش. پس بگو مر کسی را که حال او پشت کننده است: فرا پیش میا بحرکت مر هلاک را. «شارح»
ای خصم که بخت و دولتت برگشتهتا چند دوی گرد جهان سرگشته
بنشین که چو سایه میدود از پی تورزق تو که در ازل مقرّر گشته