إِلَیْکَ رَبِّی لا أِلَیٰ سِواکاأَقْبَلْتُ عَمْداً أَبْتَغِی رِضاکا
أَسْأَلُکَ الیَوْمَ بِما دَعاکاأَیُّوبُ إِذْ حَلَّ بِهِ بَلاکا
إِنْ یَکُ مِنِّی قَدْ دَنا قَضاکارَبِّ فَبارِکْ لِیَ مِنْ لِقاکا
أَیُّوب: غیر منصرف بعُجْمه و علمیّت، و او پسر پسر عیص بن اسحٰق بوده و رحمه، دختر افرائیم بن یوسف، زن داشت و در شام مقیم بود و به صحف ابراهیم عمل کردی و حق تعالیٰ برای آزمایش غلّه و گلّهٔ او را تباه کرد و دیوار بر سر هفت دختر و هفت پسر او انداخت و هلاک ساخت و هفت سال کرم در اعضای او افکند و او ار مقام صبر و شکر متجاوز نشد، پس به فضل حقّ تعالیٰ صحّت یافت.
میفرماید: بتو، ای پروردگار من، نه بغیر تو، رو آوردم به قصد؛ میجویم خشنودی ترا. درخواست میکنم ترا امروز به آنچه دعا کرد ترا ایّوب، چون فرو آمد به او بلای تو. اگر باشد که از من به حقیقت نزدیک شود قضای تو، ای پروردگار من، پس برکت کن مرا از دیدار تو. «شارح»
یا ربّ بکرم باغ دلم گلشن کنوز نور لقا دو چشم من روشن کن
در روز اجل که چهره بر خاک نهماز روضه بگور تنگ من روزن کن