إِذَا النّائِباتُ بَلَغْنَ الْمَدیٰوَ کادَتْ تَذُوبُ لَهُنَّ الْمُهَجْ
وَ حَلَّ الْبَلاءُ وَ بانَ الْعَزافَعِنْدَ التَّناهِی یَکُونُ الْفَرَجْ
المَدیٰ: الغایة. و ذَوْب: گداخته شدن. و مُهْجَة: جان. و بَیْنُونَة و بَیْن: جدا شدن.
میفرماید: چون حوادث برسند به نهایت، و نزدیک باشد که بگدازد برای آن حوادث جانها، و فرود آید بلا و جدا شود صبر، پس نزد نهایت پذیرفتن بلا باشد فرج. «شارح»
ای باخته اسباب فراغت ناگاهاز غم نشود تیره دماغت ناگاه
بر ظلمت روزگار گر صبر کنیروشن شود از غیب چراغت ناگاه