قرآن کریمبه زبان فارسی

ارشاد به حلم و اعراض از اهل شقاوت و هدایت به اعتدال در محبّت و عداوت

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
فَکْنْ مَعْدِناً لِلْحِلْمِ وَاصْفَحْ عَنِ الأَذیٰفَإِنَّکَ راءٍ ما عَمِلْتَ وَسامِعُ
وَ أَحْبِبْ إِذا أَحْبَبْتَ حُبّاً مُقارِباًفَإِنَّکَ لا تَدْرِی مَتیٰ أَنْتَ نازِعُ
وَ أَبْغِضْ إِذا أَبْغَضْتَ بُغْضاً مُقارِباًفَإِنَّکَ لا تَدْرِی مَتیٰ أَنْتَ راجِعُ

مَعْدِن: «به کسر دال»: کان. و صَفْح: از کسی جرم درگذاشتن «از ثالث». و حُبّ: دوستی. و شیءٌ مُقارِبٌ «به کسر الرّاءِ»: أی وسطٌ بینَ الجیّدِ والرّدیء. و بینهم نَزاعةٌ: أی خصوصمةٌ فی حقٍّ. و إبغاض: دشمن داشتن.

می‌فرماید: پس باش کانی مر بردباری را و درگذار از رنج؛ چه به درستی که تو بیننده‌ای چیزی را که کرده‌ای و شنونده‌ای. و دوست دار، چون دوست داری، دوستی میانه؛ چه به درستی که تو نمی‌دانی که کی تو خصومت کننده‌ای. و دشمن دار، چون دشمن داری، دشمنی میانه؛ چه به درستی که تو نمی‌دانی که کی تو رجوع کننده‌ای از دشمنی. «شارح»

ای برده ز کنج عافیت راه بگنجزنهار که هیچ کس مرنجان و مرنج
سر رشتهٔ اعتدال از دست مدهتا پاک برون روی ازین دیر سپنج