یُغَطِّی عُیُوبِ الْمَرءِ کَثْرَةُ مالِهِفَصُدِّقَ فِیما قالَ وَ هْوَ کَذُوبُ
وَیُزْرِی بِعَقْلِ الْمَرْءِ قِلَّةُ مالِهِفَحَمَّـقَهُ الْأَقوامُ وَ هْوَ لَبِیبُ
تَغْطِیَة: پرده انداختن. و تَصْدِیق: راستگوی داشتن. عَقْل: خرد. و تَحْمِیقَ: احمق خواندن.
میفرماید: پرده میاندازد عیبهای مرد را بسیاری مال او، پس تصدیق کرده شود در آنچه گوید و حال آنکه دروغگوست. و خوار میدارد عقل مرد را کمی مال او، پس احمق خوانند او را قومها و حال آنکه او خردمند است. «شارح»
هر کس که شود مال جهان را صاحبگویند که صادق است و باشد کاذب
معروف بابلهی است دانای فقیربا آنکه بود بر همه اقران غالب