أِذا جادَتِ الدُّنْیا عَلَیْکَ فَجُدْ بِهاعَلَی النّاسِ طُرّاً إِنَّها تَتَقَـلَّبُ
فَلاَ الْجُودُ یُفْنِیها إِذا هِیَ أَقْبَلَتْوَلَا الْبُخْلُ یُبْقِیها إِذا هِیَ تَذْهَبُ
جاؤُوا طُرّاً: أی جمیعاً. و تَقَلُّب: گردیدن. و إفْناء: فانی ساختن. و إقْبال: رو به چیزی کردن. والبُخْل: نقیضُ الجود. و إبْقاء: باقی داشتن.
میفرماید: چون سخاوت کند دنیا برتو، پس سخاوت کن به دنیا بر مردمْ همه، به درستی که دنیا میگردد. پس نه جود فانی میکند دنیا را، آن زمان که او رو به تو کند، و نه بخل باقی میدارد دنیا را، آن زمان که او میرود.
«شارح»
ای یافته از فیض الهی صد خیرباید که رسد فیض تو پیوسته بغیر
از فقر مترس و رو بدرویشان کنکاینست طریق اهل معنی در سیر