فَإِنْ تَسْأَلِیِنی کَیْفَ أَنْتَ فَإِنَّنِیصَبُورٌ عَلیٰ رَیْبِ الزَّمانِ صَلِیبُ
حَرِیصٌ عَلیٰ أَنْ لا تُریٰ بِی کَآبَةٌفَیَشْمَتَ عادٍ أوْ یُساءَ حَبِیبُ
کَیْفَ: برای استفهام از حال، أی حالٍ أنت. و رَیْب الزَّمان: سختی روزگار. و صَلابَة: سخت بودن والحِرْص: فرط الإرادة. و کَآبَة: سوءُ الحالِ والانکسارُ من الحزن. والشَّماتَة: الفرحُ ببلیّةِ العدوِّ، یقال: شَمِتَ به یَشمَتُ «من الثّانی». والعادِی: العدوّ. و حَبِیب: دوست داشته. و نهج البلاغه فهم میشود که این دو بیت نظم یکی از بنیسلیم است و حضرت مرتضیٰ در اثنای کلام خویش آورده.
میفرماید: پس اگر پرسی مرا که چگونهای تو، پس بدرستی که من صبورم بر سختی روزگار، مردیام بغایت سخت؛ حریصم برانکه دیده نشود بمن بدحالی، پس شادی کند دشمنی یا غمگین کرده شود دوستی. «شارح»
گاهی که خلل بکار من یابد راهکوشم که کسی ازان نگردد آگاه
ترسم که ازان دشمن من شاد شودیا دوست ملالتی بیابد ناگاه