قرآن کریمبه زبان فارسی

شکایت از مردم منافق که بدِلْ مخالفند و به زبان موافق

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
هٰذا زَمانٌ لَیْسَ إِخْوانُهُیا أَیُّهَا الْمَرْءُ بِإِخْوانِ
إِخْوانُهُ کُلُّهُمُ ظالِمٌلَهُمْ لِسانانِ وَ وَجْهانِ
یَلْقاکَ بِالْبُشْرِ وَفِی قَلْبِهِداءٌ یُوارِیهِ بِکِتْمانِ
حَتّیٰ إِذا ما غِبْتَ عَنْ عَیْنِهِرَماکَ بِالزُّورِ وَ بُهْتانِ
هٰذا زَمانٌ هٰکَذا أَهْلُهُبِالْوُدِّ لا یَصْدُقُکَ اثْنانِ
یا أَیُّهَا الْمَرْءُ کُنْ مُفْرَداًدَهْرَکَ لا تَأُنَسْ بِإِنْسانِ

هو حَسَنُ البِشْر «بالکسر الباء»: أی طَلَقُ الوَجْه. والرَّمْی: یُقالُ فی الأعیانِ، کالسَّهمِ والحجرِ، و فی المقالِ کنایةٌ عن الشَّتْمِ، نحوُ «الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ».۱ و صَداقَة: دوست داشتن «از خامس».

می‌فرماید: این زمانی است که نیستند برادران او، ای مرد، برادران. برادران او همهٔ ایشان ستم کننده‌اند، مریشان راست دو زبان و دو روی. می‌بیند ترا بگشاده‌روئی و در دل اوست دردی که پنهان می‌دارد آن را بپوشیدن، به مرتبه‌ای که چون غایب شوی از چشم او، دشنام دهد ترا به دروغ و بهتان. این زمانی است که این چنین است اهل او، به دوستی ثابت دوست ندارد ترا دو کس. ای مرد. باش تنها در روزگار خود، انس مگیر به آدمی.

«شارح»

تا چند ترا نفاق باشد شیوهوز غایت جهل خویش باشی لیوه
از خاک نفاق گر نهالی رویدشکّ نیست که باشدش ندامت میوه
  1. - النور: ۴. ↑