قرآن کریمبه زبان فارسی

اظهار ید عُلیا در تحمّل شداید دنیا

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
هِیَ حالانِ شِدَّةٌ وَرَخاءُوَسِجالانِ نِعْمَـةٌ وَبَـلاءُ
وَٱلْفَتَی ٱلْحاذِقْ ٱلْأَدِیبُ إِذا ماخانَهُ ٱلدُّهْرُ لَمْ یَخُنْهُ عَزاءُ

هِیَ راجع به دُنْیا یا حال که تأنیث او شایع‌تر از تذکیر اوست. و شِدَّة: سختی؛ و رَخاء: نقیض او. و سَجْل «به فتح سین»: دلو پر آب، و سِجال: جمع او؛ و تثنیهٔ جمع مکسّر جایز، مگر جمع اقصیٰ، مثلاً نگویند: لنا مساجدان؛ و مراد از سِجالانِ دو نوع از سَجْل، و قال الجوهری: «المساجلةُ المفاخرةُ بأن تصنعَ مثلَ صنعِه فی جَرْیٍ أو سَقْیٍ، و منه قولُهم: الحربُ سِجالٌ.» والنِّعْمَة: ضدُّ الشِّدَّةِ. و حَذَقَ الصّبیُّ القرآن والعملَ یَحْذِقُ حَذْقاً و حِذقاً و حَذاقةً و حِذاقاً: إذا مهَر فیه. و أَدَب: فرهنگ؛ و أَدِیب: صاحب آن. و قال الرّاغب: «الخِیانَةُ و النّفاقُ واحدٌ، إلّا أنّ الخیانةَ تُقالُ اعتباراً بالعهدِ و الأمانةِ، والنّفاقُ یقالُ اعتباراً بالدینِ.» و دَهْر: روزگار. و عَزاء صبر. و در بعضی نسخ بجای أَدیب «أَرِیب»، یعنی عاقل،از أرابة.

می‌فرماید: دنیا دو حال است: شدت و رخا، و دو نوع دلو پر آب است: نعمت و بلا. و جوانمرد ماهر با فرهنگ چون خیانت کند او را روزگار و در ورطهٔ محنتش اندازد، خیانت نکند او را صبر و پیوسته با او باشد. «شارح»

فیاض ازل که فیض او چون ابرستروزی ده ترسا و یهود و گبرست
گر حال تو از قضای او بد گرددگویند حکیمان که علاجش صبرست
إِنْ أَلَمَّتْ مُلِمَّةٌ بِی فَإِنِّیفِی الْمُلمّاتِ صَخْرَةٌ صَمّاءُ
عالِمٌ بِالْبَلاءِ عِلْماً بأَنْ لَیْسَیَدُومُ النَّعِیمُ وَالَّأواءُ

إِلْمام: فرو آمدن؛ والمُلِمَّة: الحادثة. و صَخْرَة: سنگ بزرگ. و حَجَرٌ أَصَمُّ: أی صلبُ مُصمَتٌ و بَلاء: آزمودن «از اول». و لَأواء: سختی؛ و در بعضی نسخ بجای لأواء «بَلْواء»، و او مرادف بلاء.

می‌فرماید: اگر فرو آید حادثه‌ای به من، پس به درستی که من در حوادث روزگار سنگی بزرگ سختم. داناام به واسطهٔ آزمایش، دانستنی به آنکه نیست که همیشه باشد آسایش و سختی. «شارح»

چون غم ز فلک کند بسویم آهنگیابد همه دم مرا بسختی چون سنگ
نی نعمت و نی بلا نخواهد ماندنهر لحظه خم فلک برآرد صد رنگ