تَنَزُّه: دور شدن. و مُصادَقَة: با یکدگر دوستی داشتن. و اِنْحِلال: گشاده شدن گره. و النَّظام: الخیطُ الّذی یُنظَمُ به اللُّؤلؤ. و دارُ السَّلام: بهشت، و قال الإمام فی تفسیر الکبیر: «السَّلامُ إمّا من أسماءِ اللّه تعالیٰ أو به معنی السَّلامَة، و العرب یلحقُ هذه الهاءَ فی کثیرٍ من المصادرِ و یحفذفُها، یقولون: ضلالٌ و ضلالةٌ، و سفاهٌ و سفاهةٌ، و لذاذٌ و لذاذةٌ و رضاعٌ و رضاعةٌ، أو جمعُ السّلامِة، فإنّ أنواعَ السَّلامة حاصلةٌ فی الجنّة.» والآلاء: النِّعَمُ، واحدُها: ألاً «بلافتح و قد یکسر و یکتب بالیاء».
میفرماید: دور شود از دوست داشتن ناکسان، و فرود آب به بزرگان پسران. و مباش اعتماد کننده بر روزگار روزی؛ چه به درستی که روزگار گشاده رشته است. و حسد مبر بر نیکوئی قومی را، و باش ازیشان تا بیابی بهشت را. و اعتماد کن بخدا، پروردگار تو، خداوند بزرگیها وخداوند نعمتها و نعمتهای بزرگ. «شارح»
مُناقَشَة: با کسی باستقصا شمار کردن. و عَوْراء: سخن زشت. و عادَ الرَّجلُ کذا: أی اعتادَهُ. و أَثام «به فتح»: عقوبت.
میفرماید: باش مر علم را خداوند جستن و واجستن، و مناقشه کن در شایسته و ناشایسته. و به زشت سخن مگو، ولیکن به آنچه خشنود کند خدا را از سخن. و اگر خیانت کند دوست، پس خیانت مکن با او، و دایم باش به نگاه داشتن از تو و به عهد. و بار مکن بر برادران کینه را، و خو کن به عفو، تا نجات یابی از عقوبت. «شارح»