عَصَبْتُ الشَّجرةَ: إذا ضممت أغصانَها، ثُمَّ ضربتها لیسقطَ ورُقها، قال الحجاج: «لأَعْصِبَنَّکم عَصْبَ السَّلَم.» والیَمامَة: ناحیةٌ بینَ الحجاز والیمن. والشَّآم «علی فَعال»: الشّامیّ، کالَیمان. و أَقاوِیل: جمع أقول. و طَغام: فرومایگان.
میفرماید: پس اگر بودی آنکه من فرمان برده شدمی، برهم طپاندمی قوم خود را تا جانب یمامه یا مردم شام. ولیکن من چون استوار کردم کاری را، مخالفت میکند مرا گفتارهای فرو مایگان. «شارح»
حکایت
ابن اعثم گوید: چون لشکر مرتضیٰ در صفین آب فرات از معاویه بستدند، معاویه به تیری نوشت: «مِنْ عبدِاللّهِ النّاصح؛ إمّا بعد، یا أهلَ العراق، فإنّ معاویةَ یُریدُ أن یُفجِّرَ علیکم الفراتَ فیغرقَکم، فخذوا حَذْرَکم؛ والسّلام.» و آن تیر را شب به میان لشکر مرتضیٰ انداخت و مردم را دغدغه پیدا شد و هرچند مرتضیٰ ایشان را نصیحت و تسکین فرمود، نافع نبود و کوچ کردند و مرتضیٰ این دو بیت فرمود. و در حال معاویه با لشکر بیامدند و در آنجا نزول کردند و مرتضیٰ ملول شد و مالک اشتر و اشعث بن قیس سوار شدند و جنگی عظیم واقع شد و لشکر معاویه را از آنجا براندند و اشعث با مرتضیٰ گفت: «أرَضِیتَ، یا أمیرالمؤمنین؟» فرمود: «نَعَم.» پس رو به مالک اشتر و اشعث کرد و فرمود: «أنتُما کما قال الشّاعرُ: