أَتانِی یُهَدِّدُنِی بِالنُّجُومِوَما هُوَ مُنْ شَرِّهِ کائِنُ
ذُنُوبِی أَخافُ فَأَمَّا النُّجُومُفَإِنَّنِی مِنْ شَرِّها آمِنُ
«قرآن»: اجتماع دو کوکب در یک نقطه از دایرهٔ بروج، و این حال اگر میان آفتاب و ماه باشد، آن را «اجتماع» خوانند و اگر میان آفتاب و یکی از کواکب خمسهٔ متحیّرهٔ باشد، آن را «احتراق» آن کوکب گویند. و از این دو بیت توهم نکنی که کواکب را هیچ اثر نیست، آری انسان کامل به مرتبهای میرسد که کواکب در او اثر نمیتوانند کرد، چنانچه شنیده باشی که بعضی از صحابه زهر خوردند و دریشان اثر نکرد. و در بعضی نسخ بجای کائِن «کامِن» و این انسب است به قافیهٔ ثانیه.
میفرماید: آمد منجم به من که بترساند مرا به ستارگان و آنچه از شرّ ستارگان شونده است. گناهان خود را میترسم، پس اما ستارگان، پس به درستی که من از شرّ ایشان آمنم. «شارح»
جمعی بنجوم میل بسیار کننددایم سخن از عالم اسرار کنند
چون روز شود خطای ایشان ظاهرگر کشف حجاب وهم و پندار کنند