أَلّا احْذَرُوا فِی حَرْبِکُمْ أَبَا الْحَسَنْوَلا تَرُومُوهُ فَذا مِنَ الْغَبَنْ
فَإِنَّهُ یَدُقُّکُمْ دَقَّ الطَّحَنْوَلا یَخافُ فِی الْهِیاجِ مِنْ وَهَنْ
وَقَدْ غُذِی بِالْبَأْسِ فِی وَقْتِ اللَّبَنْ
الغبن: بالتّسکین فی البیع و بالفتح فی الرّأی. و دَقّ: کوفتن «از اول». و طَحَن: آرد. والوَهَن «بالفتح»: الضَّعف. و لَبَن: شیر. و حکایت قتل حُرَیْث در باء موحدّه گذشت.
میفرماید: بپرهیزید در کارزار خود از ابوالحسن، و مجوئید او را؛ چه این جستن از زیان کردن است؛ چه به درستی که او میکوبد شما را کوفتن آردها، و نمیترسد در وقت مقاتله از سست شدن. و به حقیقت پرورده شده است به سختیِ حرب در هنگام شیر. «شارح»
دشمن که زجان خویشتن گردد سیرناگاه بحرب من شود تند و دلیر
لیکن چو شویم روبرو در صف جنگباشد بمثل چو گربه در پنجهٔ شیر