لَیْسَ الْبَلِیَّةُ فِی أَیّامِنا عَجَباًبَلِ السَّلامَةُ فِیها أَعْجَبُ الْعَجَبِ
الْبَلِیَّة: البلاء. سَلامَة: از بلا رستن «از رابع».
میفرماید: نیست بلا در روزگار ما عجب، بلکه سلامت در او اعجب افراد مفهوم عجب است. «شارح»
ایام بلا و روزگار تعب استوز ظلمت ظلم روز روشن چو شب است
گر هست درین دور بلاها چه عجبفی الجمله سلامتی که باشد عجب است
لَیْسَ الْجَمالُ بِأَثْوابٍ تَزَیِّنَهاإِنَّ الْجَمالَ جَمالُ الْعِلْمِ وَالْأَدَبِ
لَیْسَ الْیَتِیمُ الَّذِی قَدْ ماتَ والِدُهُإِنَّ الْیَتِیمَ یَتِیمُ الْعَقْلِ وَ لاْحَسَبِ
تَزْیِین: آراستن. و الیُتْم: فی الإنسانِ انقطاعُ الصّبیِّ عن أبیه قبلَ بلوغِه و فی سائِر الحیواناتِ من قِبَلِ أمَّه. و قال ابن السّکّیت: الحَسَبُ والکرمُ یکونانِ فی الرّجلِ، و إن لم یکن له آباءٌ لهم شرف.
میفرماید: نیست جمال به جامهها که بیارائی آن را به درستی که جمال، جمال علم و ادب است. نیست یتیم کسی که به حقیقت مُرد پدر او، به درستی که یتیم، یتیم عقل و حسب است. «شارح»
زینت نه بجامه است ای مرد خدادر علم شود زینت مردان پیدا
از مرگ پدر نمیشود طفل یتیمآنست یتیم کز خرد ماند جدا