قرآن کریمبه زبان فارسی

امر به تحصیل آداب و منع از تفاخر بانساب

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
کُنِ ابْنَ مَنْ شِئْتَ وَاکْتَسِبْ أَدَباًیُغْنِیکَ مَحْمُودُهُ عَنِ النَّسَبِ
فَلَیْسَ یُغْنِی الْحَسِیبَ نِسْبَتُهُبِلا لِسانٍ لَهُ وَلا أَدَبِ
إِنَّ الْفَتیٰ مَنْ یَقُولُ ها أَنَا ذالَیْسَ الْفَتیٰ مَنْ یَقُولُ کانَ أَبِی

حَمْد: ستودن. و ها: حرف تنبیه. و مَحْمُودُهُ: أی المحمودُ منه. والحَسِیب مفعولٌ به یُغْنِی. و کانَ أَبِی: أی کان أبی کذا و کذا.

می‌فرماید: باش پسر هر که خواهی و کسب کن ادبی که بی‌نیاز سازد ترا ستودهٔ آن از نسب؛ چه نیست که بی‌نیاز می‌سازد حسیب و مفتخر به پدر را نسبت او به پدر، بی‌زبانی نیست جوانمرد کسی که می‌گوید: بود پدرم چنین و چنین. «شارح»

خواهی که شوی خلاصهٔ نوع بشرباید که فراموش کنی نام پدر
در فضل و ادب کوش و بمیدان هنراز اهل کمال و معرفت گوی ببر