ذُنُوبِی إِنْ فَکَّرْتُ فِیها کَثِیرَةٌوَ رَحْمَةُ رَبِّی مِنْ ذَنَوبِیَ أَوْسَعُ
فَما طَمَعِی فِی صالحٍ قَدْ عَمِلْتُهُوَلٰکِنَّنِی فِی رَحْمَةِ اللّهِ أَطْمَعُ
فَإِنْ یَکُ غُفْرانٌ فَذاکَ بِرَحْمَةٍوَإِنْ تَکُنِ الأُخْریٰ فَما کُنْتُ أَصْنَعُ
مَلِیکِی وَ مَعْبُودِی وَ رَبِّی وَ حافِظِیوَإِنِّی لَهُ عَبْدٌ أُقِرُّ وَأَخْضَعُ
تَفْکِیر: اندیشه کردن. و تأنیث أُخْریٰ به اعتبار عقوبت. و صَنْعة و صَنْع: کار کردن «از ثالث»
میفرماید: گناهان من، اگر اندیشه کنم در آن، بسیار است؛ و رحمت پروردگار من از گناهان من فراختر است. پس نیست طمع من در کاری نیک که به حقیقت کردهام آن را، ولیکن من در رحمت خدا طمع میکنم. پس اگر باشد آمرزیدن، پس آن به رحمت است؛ و اگر باشد آن دیگر، پس چه باشم که کنم آن را؟ او پادشاه من است و پرستیده شدهٔ من و پروردگار من و نگاه دارندهٔ من. و به درستی که من مر او را بندهام، اقرار میکنم و فروتنی میکنم. «شارح»
امروز منم اسیر در دام گناهوز غایت اضطراب افتاده ز راه
فردا که شود نامهٔ اعمال سیاهغیر از تو کسی نیست مرا پشت و پناه