کَمْ مِنْ عَلِیمٍ قَوِیٍّ فِی تَقَلُّبِهِمُهَذَّبِ اللُّبِّ عَنْهُ الرِّزْقُ یَنْحَرِفُ
کَمْ مِنْ ضَعِیفٍ سَخِیفِ العَقْلِ مُخْتَلِطٍکَأَنَّهُ مِنْ خَلِیجِ البَحْرِ یَغْتَرِفُ
التَّقَلُّب: التّصرُّف. و اِنْحِراف: گشتن. والسُّخْف «بالضمّ»: رقّةُ العقل. و اِخْتِلاط: شوریده خرد شدن. و خَلِیج: پارهای از دریا. و اِغْتِراف: آب به دست برگرفتن.
میفرماید: پس دانای نیرومند در تصرف خود پاکیزه خرد از او روزی میگردد. بس ضعیف تنک خرد شوریده گویا که او از پارهٔ دریا آب به دست برمیگیرد. «شارح»
جمعی که بعلم و معرفت میکوشندازآتش غصه روز و شب میجوشند
وانها که بجهل راه حق میپوشندپیوسته می از جام طرب مینوشند