مَنْ لَمْ یُرِدْکَ فَخَلِّهِ لِمُرادِهِلا تَحْزُنَنَّ لِهَجْرِهِ وَ بِعادِهِ
تَخْلِیَة: رها کردن. و هَجْر: از کسی بریدن «از اول». و مُباعَدَة و بِعاد: از کسی دور شدن.
میفرماید: هر که نخواهد ترا، پس رها کن او را به مراد او، اندوه مکش برای بریدن او و دور شدن او. «شارح»
آن دم که کسی سلسلهٔ شوق گسیختوز قید محبت و وفای تو گریخت
در باب صفا و مهر او سعی مکندیگر نرود بکوزه هر آب که ریخت