إِذا مَا الْمَرْءُ لَمْ یَحْفَظْ ثَلاثاًفَبِعْهُ وَلَوْ بِکَفٍّ مَنْ رَمادِ
وَفاءٍ لِلصَّدِیقِ وَ بَذْلَ مالٍوَکِتْمانَ السَّرائِرِ فِ الْفُؤادِ
رَماد: خاکستر. و کِتْمان: پنهان کردن «از اول». و سَرِیَرة: نهان. و فُؤاد: دل.
میفرماید: چون مرد نگاه ندارد سه چیز، پس بفروش او را، و اگر چه باشد بکفیّ از خاکستر: وفا مر دوست را، و صرف مال، و نهان کردن سرّها در دل. «شارح»
گر شد هوست بدوستی کوشیدنوز جام صفا می طرب نوشیدن
شرط است بآتش وفا جوشیدنپاشیدن سیم و رازها پوشیدن