قرآن کریمبه زبان فارسی

ارشاد به علوّ همّت و تجمّل و هدایت به شکیبائی و تحمّل

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
صُنِ النَّفْسَ وَاحْمِلْها عَلیٰ ما یَزِینُهاتَعِشْ سالِماً وَالْقَوْلُ فِیکَ جَمِیلُ
وَلا تُرِینَّ النّاسَ إِلّا تَجَمُّلاًنَبا بِکَ دَهْرٌ أَوْ جَفاکَ خَلِیلُ
وَإِنْ ضاقَ رِزْقُ الْیَوْمِ فَاصْبِرْ إِلٰی غَدٍعَسیٰ نَکَباتُ الدَّهْرِ عَنْکَ تَزُولُ
یَعِزُّ غَنِیُّ النَّفْسِ إِنْ قَلَّ مالُهُوَ یَغْنیٰ غَنِیُّ الْمالِ وَهْوَ ذَلِیلُ

حَمْل: کسی را بر ستور نشاندن «از ثانی». و تَجَمُّل: نیک حالی نمودن. و زَوال: گشتن.

می‌فرماید: نگاه‌دار نفس را و بدار او را برآنچه بیاراید او را، تا عیش کنی به سلامت و گفتار در شأن تو نیک باشد. و منمای مردم را، مگر نیک‌حالی، در حالی که موافقت نکند به تو روزگار، یا جفا کند بر تو دوست. و اگر تنگ شود روزیِ امروز، پس صبر کن تا فردا، شاید که نکبتهای روزگار از تو زایل شود. عزیز است توانگر به نفس، اگر اندک باشد مال او، و غنی است غنی به مال و او خوارست. «شارح»

ای دیده ز روزگار انواع ضرروز دور فلک گشته بسی زیر و زبر
زنهار که آب‌رو بمردم مفروشوز اهل زمان بهیچ رو عشوه مخر
وَلا خَیْرَ فِی وُدِّ امْرِیٍٔ مُتَلَوِّنٍإِذَا الرِّیحُ مالَتْ مالَ حَیْثُ تَمِیلُ
جَوادٌ إِذَا اسْتَغْنَیْتَ عَنْ أَخْذِ مالِهِوَ عِنْدَ احْتِمالِ الْفَقْرِ عَنْکَ بَخِیلُ
فَما أَکْثَرَ الْإِخْوانَ حِینَ تَعُدُّهُمْوَلٰکِنَّهُمْ لِلّنائِباتِ قَلِیلُ

تَلَوُّن: رنگ گرفتن. والمَیْل: العدولُ عن الوسطِ إلیٰ أحدِ الجانبین. و تأنیث مالَتْ به سبب آنکه رِیح مؤنث سماعی است. و أَخْذ: گرفتن. و اِحْتمال: بار برداشتن. و إِخْوان: جمع أخ.

می‌فرماید: نیست هیچ نیکی در دوستی مردی رنگ‌گیرنده که چون باد میل کند، میل کند او به آن سو که باد میل می‌کند. بخشنده است، چون بی‌نیاز باشی از گرفتن مال او؛ و نزد برداشتن بار درویشی از تو بخیل باشد. پس چه بسیارند برادران، آن زمان که شماری ایشان را، ولیکن ایشان برای حوادث اندکند. «شارح»

هرکس که نهد بعهد مردم بنیادآخر ز فلک در کف او باشد باد
ارباب زمان همره بادند همهفریاد ز رسم این جماعت فریاد