الوَهْن:الضَّعف. والخِزانَة: «بالکسر»: المکانُ الذی یُخزَنُ فیه المالُ، والخَزائِن: جمعُها. و قال الجوهریّ: «المسْکِینُ الفقیرُ، و کان یونُس یقولُ: المسکین أشدُّ حالاً من الفقیرِ، قال: و قلت لأعرابی لأعرابیٍّ: أفقیرٌ أنت؟ فقال: لا واللّهِ، بل مسکینٌ»، و قال النّوویُّ فی الرّوضة: «الفقیرُ هو الّذی لا مالٌ له و لا کسبٌ یقعُ موقعاً من حاجتِه، والمسکینُ هو الذی یملکُ ما یقعُ موقعاً و لا یَکفِیه، فالفقیرُ أشدُّ حالاً من المسکین، و هذا هو الصحیحُ و عکسه أبو اسٰحق المروزیّ». و مصراع رابع اشارت به آیت «إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»،۱ و قال الکاشی فی الاصطلاحات: «کلمةٌ کَنْ صورةٌ الإرادة الکلیةِ و یسمّونها کلمةَ الحضرﺓ».
میفرماید: فروتنی مکن مر هیچ آفریده را بر طمع؛ چه به درستی که آن سستی است از تو در دین. و بجو روزی از خدا از آنچه در خزانههای اوست؛ چه نیست فرمان مگر در میان کاف و نون. به درستی که آن کس که تو امید میداری به او و امیدوار میشوی به او از خلایق، مسکین پسر مسکین است. «شارح»
میزان: ترازو. و مَأْفُون: کسی که او را رای نباشد.
میفرماید: چه خوب است دین و دنیا، چون جمع شوند! برکت مکناد خدا در دنیا بیدین! اگر بودی که به خِرَد افزون کردی خردمند توانگری را، هراینه بودی هر خردمندی مانند قارون. لیکن روزی به ترازوست از حاکمی که میدهد خردمند را میدهد هر نادان را. « شارح»
- - النحل: ۴۰. ↑