قرآن کریمبه زبان فارسی

نهی از فروتنی با مردم دنی و تنبیه بر تفویض امر به فیّاض غنی

شرح دیوان منسوب به امیرالمؤمنین (ع) — قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی یزدی
لا تَخْضَعَنْ لِمَخْلُوقٍ عَلیٰ طَمَعٍفَإِنَّ ذٰلِکَ وَهْنٌ مِنْکَ فِی الدِّینِ
وَاسْتَرْزِقِ اللّهَ مِمّا فِی خَزائِنِهِفَإِنَّمَا الْأَمْرُ بَیْنَ الْکافِ وَالنُّونِ
إِنَّ الَّذِی أَنْتَ تَرْجُوهُ وُ تَأْمُلُهُمِنَ الْبَرِیَّةِ مِسْکِینُ بْنُ مِسْکِینِ

الوَهْن:الضَّعف. والخِزانَة: «بالکسر»: المکانُ الذی یُخزَنُ فیه المالُ، والخَزائِن: جمعُها. و قال الجوهریّ: «المسْکِینُ الفقیرُ، و کان یونُس یقولُ: المسکین أشدُّ حالاً من الفقیرِ، قال: و قلت لأعرابی لأعرابیٍّ: أفقیرٌ أنت؟ فقال: لا واللّهِ، بل مسکینٌ»، و قال النّوویُّ فی الرّوضة: «الفقیرُ هو الّذی لا مالٌ له و لا کسبٌ یقعُ موقعاً من حاجتِه، والمسکینُ هو الذی یملکُ ما یقعُ موقعاً و لا یَکفِیه، فالفقیرُ أشدُّ حالاً من المسکین، و هذا هو الصحیحُ و عکسه أبو اسٰحق المروزیّ». و مصراع رابع اشارت به آیت «إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»،۱ و قال الکاشی فی الاصطلاحات: «کلمةٌ کَنْ صورةٌ الإرادة الکلیةِ و یسمّونها کلمةَ الحضرﺓ».

می‌فرماید: فروتنی مکن مر هیچ آفریده را بر طمع؛ چه به درستی که آن سستی است از تو در دین. و بجو روزی از خدا از آنچه در خزانه‌های اوست؛ چه نیست فرمان مگر در میان کاف و نون. به درستی که آن کس که تو امید می‌داری به او و امیدوار می‌شوی به او از خلایق، مسکین پسر مسکین است. «شارح»

ای یافته از جانب حقّ نعمت و ناززنهار مبر پیش کسی دست نیاز
گر خیر خود از غیر خدا می‌جوئیشکّ نیست که ناامید می‌گردی باز
ما أَحْسَنَ الدِّینَ وَالدُّنْیا إِذَا اجْتَمَعالا بارَکَ اللّهُ فِی الدُّنْیا بِلا دِینِ
لَوْ کانَ بِاللُّبِّ یَزْدادُ اللَّبِیبُ غِنیًلَکانَ کُلُّ لَبِیبٍ مِثْلَ قارُونِ
لٰکِنَّمَا الرِّزْقُ بِالْمِیزانِ مِنْ حَکَمٍیُعْطِی اللَّبِیبَ وَ یُعْطِی کُلَّ مَأْفُونِ

میزان: ترازو. و مَأْفُون: کسی که او را رای نباشد.

می‌فرماید: چه خوب است دین و دنیا، چون جمع شوند! برکت مکناد خدا در دنیا بی‌دین! اگر بودی که به خِرَد افزون کردی خردمند توانگری را، هراینه بودی هر خردمندی مانند قارون. لیکن روزی به ترازوست از حاکمی که می‌دهد خردمند را می‌دهد هر نادان را. « شارح»

گر علم کسی موجب حشمت بودینُه چرخ برای ما بخدمت بودی
گر مال جهان بقدر حکمت بودیما را همه روز نار و نعمت بودی
  1. - النحل: ۴۰. ↑